تبریز یکی از قطب های بافندگی بسیار با اهمیت ایران در زمینه قالی بافی می باشد. فرش های آن، چه آن هایی که زینت بخش موزه های معتبر جهان هستند و یا در مجموعه کلکسیونرهای مشتاق جای گرفته اند و یا آنهایی که در مقیاس زیاد و در کیفیت تجارتی سر از بازارها و چهار سوق ها در می آورند همواره خوش اقبال و خوش معامله هستندفرش تبریز نه در حجره روی دست تاجر می ماند و نه در خانه مشتری مورد بی مهری قرار می گیرد.

برابر آماری که در دست داریم در شهرستان تبریز و حومه آن در سال های اخیر بر روی ۱۶۰۰۰ دار قالی ۳۲۱۵۰ کارگر بافنده در کار گره زنی بوده اند. علاوه بر تک بافی ها، کارگاه های متعددی از سالیان بسیار دور در کار فرش بافی بوده و هستند از میان آن ها کارگاه های صدقیانی ایپکچی محمود اوف دیلمقانی اردوبادی تهرانچی ممقانی سلماسی آنتیکچی ” اهرابی جوان اعلاباف عماد طباطبائی نظامی دوست عالی نسب اعتمادی حیدر زاده نقاشپور گنجینه هنر صمد رشیدی فرامرز تاری شهرت بیشتری به هم زده اند.

در سال های اخیر بافنده های چیره دست تبریزی به تولید فرش های گل ابریشم بسیار ظریفی با رج شمار ۵۰ و ۶۰ در مقیاس وسیعی روی آور شده اند. این گونه فرش ها که بعضی با چله های ابریشمی هستند بیشتر با طرح های لچک و ترنج و با رنگ های غالب بژ روشن و نخودی بافته می شوند و در رنگ آمیزی گل ها و نگاره ها از رنگ های سرخابی عنابی زیتونی و سرنجی به فراوانی استفاده می شود.

فرش های تبریز در هفتاد سال اخیر اغلب با طرح های گلدانی، درختی، محرابی، قندیل دار، حیوان دار، شکارگاه، هراتی، شاخ و برگی، گلفرنگ، بندی خشتی یا قابقابی، منظره بافی، قاب قرآنی و نقش های هندسی از کوچک ترین تا بزرگ ترین اندازه های ممکن بافته شده اند. بافت کناره و کلگی چندان خوشایند بافنده تبریزی نمی باشد.

سوابق تاریخی

آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.

آب و هوا آذربایجان شرقی کلا‍ً سرد و خشک بوده کوهستانی بودن منطقه و عرض جغرافیایی بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و کمی ارتفاع و اثرات ملایم کننده دریای مازندران از عوامل اعتدال پاره ای از مناطق استان به شمار می روند. به طور کلی آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.

در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مرکز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید.

قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه کهن داشته باشد. تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلکه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود.

تبریز از زمان هلاکوخان مغول از مراکز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تکاملی خود را می پیموده است.بخصوص در زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

قالی مشهور مسجد اردبیل (۱۵۳۹م) که اکنون در موزه ( ویکتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می کنند.
قالی دیگری که مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN DUVEEN)  است.
یک تخته قالی که به امپراطور چالز کوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است. دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان که اولی مربوط به سال ۱۵۲۲ م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن ۱۶ باشد. مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان کالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینکه در قرن ۱۵، مردم کشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از قرن ۱۷ به بعد هم پس از آنکه قالی ایران به خارج از کشور راه یافته بود صنعتکاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریکا دست به بافتن قالی هایی زدند که بازار آن کشورها را به خود اختصاص دادند.

تبریز که در موارد بسیاری همواره علمدار نهضت های مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذکاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.

تاریخ طراحی فرش تبریز

طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم.

پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعیل صفوی، تبریز پایتخت پر قدرت ایلخانیان و مکتب دوم هنرهای ایرانی، مرکز شایسته ای برای تجمع هنرمندان و نشر آثار بی نظیر فرهنگی و هنری در دنیای آن روز می شود. حضور نقاشان بزرگ ایرانی نظیر بهزاد و سلطان محمد و همچنین کتابخانه سلطنتی در تبریز، به رشد شکوفایی هنرهایی نظیر کتاب آرایی و نقاشی کمک بسیار کرد. در این مکتب، هنر طراحی فرش، بدون تردید جای خاصی داشته و طرحهای آن بوسیله نقاشان بزرگی که در تبریز زندگی می کردند ترسیم می شد و همینطور این موقعیت ویژه باعث شد که هنرمندان طراح قالی در تبریز با اهتمام بیشتری به این هنر بپردازند.

مکتب دوم هنر ایران در تبریز عمر چندانی نیافت و این پایگاه هنری به قزوین و اصفهان منتقل شد. در آغاز که هنوز فرش جنبه کالای تجاری نیافته بود، توسط نقاشان و مینیاتوریستها طراحی می شد که عمدتاً به سفارش سلاطین و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان که تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائیان در دوره صفویه و خواستار شدن آنان از فرشهای ایرانی با طراحی سنتی، طراحی فرش به شکل شغلی خاص، ابتدا با حمایت سلاطین صفوی و سپس بصورت شغلی مستقل درآ‌مد و تبریز محل مناسبی برای این هنر اصیل گردید.
بعدها انتقال پایتخت و جنگها و آشوبهای بسیار، تا حدودی از رونق شهر تبریز کاست ولی این شهر قبل از هر شهر دیگری در دوره قاجار شروع به تجدید حیات در زمینه طراحی نقشه فرش کرد.
از آنجا که شهر تبریز، شهری تقریباً مرزی محسوب می شود، با کشورهای همجوار ارتباط فرهنگی و اقتصادی داشت و همچنین روح نوجویی و پیشرفتی که در این شهر وجود داشت باعث گردید که به زودی هنرهای مختلف، از جمله هنرهای گذشته و به خصوص فرش در آنجا احیاء شود.

با ایجاد شعباتی از کمپانی های خارجی خریدار فرش و طهور تجار ایرانی، بازارهای خارجی به روی فرش تبریز گشوده شد. شهر تبریز به علت سابقه قبلی  بافت فرش و طراحی آن و نزدیکی به کشورها و بازارهای خارجی شرایط مساعدی برای بافت فرشهای مختلف و با کیفیت خوب داشت. طراحی فرش تبریز با پیروی از گذشته پر رونق خود، کم کم به شکل رشته ای قابل ارائه در آموزشکده ها و کارگاههای طراحی قالی درآمد تا اینکه پا به پای مدرسه هنرهای زیبای تهران، مدرسه صنایع مستظرفه تبریز با وضعیت مشابهی تأسیس و شروع به فعالیت کرد. این مؤسسه فرهنگی به زودی محل کار و فعالیت هنرمندان برجسته تبریز در رشته های مختلف هنری گردید. بسیاری از هنرمندان برجسته تبریز نظیر میرمنصور و رسام ارژنگی و برخی از طراحان بزرگ دیگر تبریز در آن زمان در ایجاد این مدرسه و اعتلای هنر طراحی سنتی و طراحی قالی به شیوه کنونی تلاش فراوانی نمودند و همینطور در طراحی فرشهای با ارزش که برای کاخ های سلطنتی و عمارات حکومتی بافته می شد، مشارکت داشتند.

 ساختار
ریز بافت ترین فرشهای ایران در تبریز بافته می شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (ترکی) و پودگذاری بصورت دو پوده (مانند کلیه نواحی ترک زبان) است. تار فرش تبریز اغلب پنبه ای و بسیاری مستحکم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهای ابریشمی نیز بصورت گل ابریشم، تمام ابریشم و یا چله ابریشم بافته می شود و قالیچه های چله ابریشم تبریز در نوع خود از بهترین فرشهای ایران است که قسمت عمده ابریشم آن از خراسان و تهران تهیه می شود. قسمت عمده پشمی که در صنعت قالیبافی تبریز مورد استفاده قرار می گیرد از منطقه ماکو، که کوهپایه باریکی است، تهیه می گردد. ماکو در شمال غربی ایران بین ترکیه و جمهوری نخجوان قرار گرفته است. پشم ماکو مرغوب است ولی قدری خشن تر و زبرتر از مناطق دیگر شمال غربی و غرب کشور است. همین مختصات سبب شده که قالیهای تبریزی قدری خشن شود. زمانی بخشی از پشم تبریز از ارومیه و مهاباد، دشت مغان. خوی و سلماس نیز تأمین می شد. در مورد پرز فرشهای تبریز باید به این ویژگی اشاره کنیم که حالت ظاهری این پرزها نه درخشان است و نه ابریشمین، و این موردی است که درباره سایر گونه های فرش ایران نیز صادق است. این عدم شفافیست و خشکی را نمی توان به کیفیت به پشم نسبت داد که کاملاً عکس این قضیه است و پشمها بخصوص وقتی که از ماکو و یا از دشت طالش آورده می شوند دارای کیفیت بسیاری عالی هستند. این پدیده را در قالی های جدیدی که دارای بافت بسیار ظریفی هستند و حتی در قالی های قدیمی نیزمی بینیم. عدم شفافیت و خشکی این قالیها ناشی از رنگرزی آن و استفاده از آب شور تبریز است که دارای نمک فراوانی است. نخ های پود قالی های تبریز، از دو رشته تشکیل شده اند: یکی از آنها ضخیم و دیگری نازک است. اولین رشته (سفید یا خاکستری) که برای حجیم کردن کردن قالی و انعطاف پذیری آن در نظر گرفته شده است بصورت کشیده از میان نخ های تار که در دو سطح زیر و رو قرار دارند عبور می کند. رشته دوم نیز که غالباً به رنگ آبی نفتی یا قرمز است، از میان همین تارها می گذرد. با این تفاوت که نخ های تاری را که رشته پود اول از هم جدا کرده بطور محکم به یکدیگر پیوند می دهد. یعنی رشته نخ های تارهای زیرین در رو و تارهای رویی در زیر قرار می گیرند. با توجه به پشت قالی ها، متوجه می شویم که قالی های جدید تبریز، با قالی های قدیمی آن تفاوت دارند، زیرا که پشت قالی های جدید بیش از قالی های قدیمی دارای خطوط برجسته تری است. اگر قالی هایی را که برای گره هایشان از خامه نازکتری استفاده می کنند مستثنی کنیم، قالی های تبریز بطور قابل توجهی،‌ضخیم، سنگین و بادوام هستند.
قالی هایی که در تبریز بافته می شوند از لحاظ رج شمار به شرح زیر هستند:

۲۵×۲۵، ۳۰×۳۰، ۳۵×۳۵، ۴۰×۴۰، ۵۰×۵۰، ۶۰×۶۰ ( گره در هر پنجره ۷ سانتی متری).
نوع ۲۵×۲۵ قالیهای ارزان قیمت است که برای فروش در بازار بافته می شود. نوع ۳۰×۳۰ نوعی معمولی و بازاری است. ۳۵×۳۵ معمولاً نوعی است که شرکتهای اروپایی سفارش می دهند تا مطابق با سلیقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهای بالاتر فرشهایی با فشردگی و تراکم بالا نظیر فرش های ابریشمی هستند.
تقسیمات حاشیه در تبریز خارج از معیارهای قدیمی و سنتی می باشد و به نوعی طراحان آن را متحول ساخته و کم و زیاد می‌کنند. به طور کلی در اکثر مناطق مخصوصاً تبریز، اندازه بندی حاشیه را بدین گونه انجام می دهند که پهنای کل حواشی حدوداً یک ششم کل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده برای حاشیه، پهنای حاشیه اصلی دو برابر حاشیه فرعی باشد. حاشیه معروف تبریز، حاشیه سماوری یا توسباغی است که در آن دو اسلیمی در کنار هم قابی را تشکیل داده اند که شکل سماور را تراعی می کند. به نقش سماور هراتی نیز می گویند.

قالی های قدیمی تبریز دارای حاشیه های با قاعده تر و متناسب تری بودند. حاشیه این قالیها معمولاً بسیار عریض است و رنگ آن با رنگ زمینه تفاوت دارد. این حاشیه ها هم دارای نقش های آشفته پیچیده ای از شاخه های گلدار است که در بین آن برگهای بزرگی از نخل با فاصله معینی از یکدیگر قرار گرفته اند. کاربرد کتیبه در طرح های امروز حاشیه تبریز، رواج زیادتری دارد و استفاده از گل فرنگ در درون این کتیبه ها نیز دیده می شود.

ترنج نقشی است که در وسط فرش قرار می گیرد و شکل آن ممکن است دایره، بیضی، لوزی و یا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرشهای تبریز معمولاً تا حدودی بزرگتر از حد معمول است و ترنج های این شهر از تنوع و گوناگونی زیادی برخوردار هستند و انواع نقش مایه ها را در آنها می توان پیدا کرد، ازجمله نقوش پرندگان و حیوانات مختلف و دسته گل های فرنگ که شامل گل های طبیعی هستند در متن ترنج تبریز دیده می شود. گلدان و نقوش زیر خاکی نیز از عمده نقش های ترنج های تبریز هستند.

طراحان تبریز همه نوع ابداع و نوآوری را در لچک ها بوجود آورده اند به طوری که لچک های این شهر نسبت به سایر شهرها متنوع تر و رنگارنگترند. حرکت آزادانه اسلیمی ها که باعث ایجاد اشکال قابی شکل و تودرتو می شوند در لچک قالی های تبریز مانند سایر مناطق کاربرد فراوان دارند. هم چنین به کارگیری اسلیمی های دهن اژدری با شاخه هایی مزین با برگهای نوک تیز در تبریز رایج می باشد و به طور کلی اکثر اسلیمی ها از جمله خرطومی، دهن اژدری، ساده و شکسته، گلدار، اسلیمی هاری در طرح های فرش تبریز به خوبی نمایانگر است و شاید تبریز به علت تنوع طرح هایش تنها شهری باشد که از این همه اسلیمی ها در قالیهای لچک و ترنج و حاشیه و خصوصاً متن استفاده می کند.

تجهیزات اختصاصی دار تبریزی

دار تبریزی یا عمودی را از این رو تبریزی می نامند که در تبریز اختراع شده است. در شهر تبریز انواع دیگر دار استفاده نمی شود چون این دستگاه ساده است و به کار بردن آن آسان و در عین حال ارزان نیز هست. در اغلب مراکز قالیبافی واقع در شهرهای شمال غربی و مرکزی ایران نیز این نوع دار به کارمی  رود. این دار نسبت به دار روستایی از چندین لحاظ برتری دارد. کار خسته کننده کلاف کردن چله ها و گره زدن آنها به تیر فوقانی و دوختن قسمت بافته شده قالی به تیر زیرین در این دستگاه حذف گردیده است. هنگام پایین کشیدن قالی می توان با بیرون کشیدن چهارگوه از شکاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به این ترتیب قالی پایین می آید و قسمت بافته شده را طوری بر روی دار قرار می دهند که به سهولت می توان آن را مورد بازرسی قرار داد.

قلاب تبریزی

در شهر تبریز کارد مخصوص به کار برده می شود که با کاردهای دیگر اختلاف مهمی دارد. این کارد ترکیبی است از یک تیغه تیز و قلابی شبیه قلاب دکمه انداز که در انتهای تیغه تعبیه شده است. از قلاب برای گره زدن و به جای گره زدن بوسیله دست، و از تیغه برای بریدن نخ پس از بستن گره استفاده می کنند.
در سراسر ایران نوعی شیوه قالیبافی تقلبی رواج یافته که به شهرت نیک قالی ایران بسیار لطمه زده است. این روش زیان آور این است که به جای گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار می بندند، به این ترتیب فرشی که بافته می شود تنها نصف گره هایی را که باید داشته باشد دارد. شهر  تبریز یکی از مراکز معدود قالیبافی است که این بیماری در آن شایع نشده است علت این امر به این دلیل است که قالیبافان تبریز چون برای بستن گره به جای انگشت از قلاب استفاده می کنند، بستن گره با قلاب امکان پذیر نمی شوند. نتیجه این مصونیت به طور کلی به نفع قالیبافان تبریز تمام می شود.

طرح های رایج

امروزه در تبریز همه نوع طرح را می توان پیدا کرد که البته بررسی همه آنها امکان پذیر نیست و به زمان زیادی احتیاج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف کشور، دیگر نمی توان به طور یقین طرحی و یا نگاره و موتیفی را متعلق به نقطه ای خاص دانست و به همین ترتیب نمی توان فرش منطقه ای را با دیدن طرحی و یا نگاره ای تشخیص داد. به طور مثال در تبریز نمونه فرشهایی بافته می شود که جدا از بافت و رنگبندی، دارای طرحی از منطقه کرمان است که در تبریز به طرح کرمان قلم مشهور است.
به طور کلی طرح و نقشه فرش های تبریز بیشتر از سلیقه خریداران تبعیت می کند. طراحان تبریز اگرچه در اصول از طرح های معروف و قدیمی پیروی می کنند اما به این طرح ها جان می دهند و زیبایی می بخشند و نوآوری دارند.

در طبقه بندی که شرکت سهامی فرش ایران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه های قالی ایرانی در ۱۹ بخش طبقه بندی شده است که شهر تبریز نیز به جهت تنوع طراحان و کثرت آنها در اغلب این بخش ها آثار و نمونه هایی دارد از جمله نقشه آثار باستانی و ابنیه اسلامی نقشه شاه عباسی، نقشه اسلیمی، نقشه افشان، نقشه بندی خشتی، طرح درختی، طرح شکارگاه، نقشه قابی، طرح گلفرنگ، طرح گلدانی و طرح ماهی درهم (هراتی) به خصوص لاک پشتی و همینطور طرح محرابی و نقش محرمات و طرح هندسی و قالیها و قالیچه های تصویری و طرح بوته ای.

 رنگ بندی

در تبریز و اکثر مناطق آذربایجان بر روی نقشه شطرنجی، به شیوه کدگذاری و شماره نویسی رنگبندی می شود و هر طراح و رنگ بند برای خود مسطوره ای دارد و برای هر رنگ شماره ای در اختیار دارد که بر روی نقشه نوشته می شود.

اغلب فرشهای ایران دارای رنگهای بخصوص هستند که بیشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها می توان محل بافت را تا حدودی تشخیص داد. ولی در تبریز برخلاف دیگر نقاط ، رنگهای متنوعی برای بافت فرشها مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ فرش تبریز مانند طرح آن از سلیقه های مختلف سفارش دهندگان پیروی می کند اما دارای هماهنگی خاص است. ۸۰ درصد اهمیت فرش تبریز مربوط به رنگ و بافت آن است.

قالی تبریز به جهت تنوع تولید که به خاطر کسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمینه رنگ نیز متنوع تر و گسترده تر از نقاط دیگر می باشد. کمتر جایی را می توان سراغ گرفت که به اندازه تبریز دارای تنوع رنگی باشد. این تنوع رنگ در تبریز تا جائیست که حتی به جرأت می توان گفت که هنوز بعضی از این رنگها نامگذاری نشده است.

تبریز علاوه بر رنگ، اکثر سبکهای بافتی هم که دیگر نقاط کشور دارند، آزمایش کرده است. سبکهایی مانند تک پود، لول باف، نیم لول، سنه باف و و در تمام این نوع بافتها، ابتکار و تغییر و تحول به عمل آورده است.
در گذشته طرحهای اصیل تبریز دارای رنگهایی با تضاد زیاد بوده است. مثلاً در کنار یک رنگ، رنگی دیگر که هیچ سنخیتی و تشابهی با آن نداشت آورده می شد. ولی امروزه بدلیل افزایش تعداد رنگها و نزدیک شدن آنها به یکدیگر رنگبندیها دارای تضاد کمتری می باشند .به طور کلی رنگبندی فرش تبریز را می توان در سه بخش خلاصه کرد:

رنگبندی که در آن رنگها دارای کنتراست بالایی با یکدیگر هستند که اکثراً در طرحهای اصیل گذشته رایج بوده است.

استفاده از رنگهایی با والورهای متوسط که فاصله رنگها از یکدیگر کمتر شده و تضاد رنگها نیز به همان نسبت کاهش یافته است.

 

بکارگیری تنالیته های رنگی نزدیک به هم و مشابه که در زبان ترکی به این رنگها (أولورنگ) می گویند و نام دیگرش (کهنه رنگ) می باشد. به عنوان مثال در کنار یک رنگ کرم، رنگ قهوه ای روشنی بکار می رود که بسیار مشابه کرم است این روش به فرش حالت کهنگی و یکنواختی می بخشد.اکثر تولیدات فرش تبریز امروزه از نظر رنگبندی از نوع دوم و سوم هستند.

با توجه آنچه گفته شد فرشهای تبریز دارای تنوع رنگی بسیار است اما با این حال باز هم رنگهای خاصی وجود دارند که بعضی از فرشهای تبریز را به خوبی از دیگر فرشها متمایز می کند که شاید تنها استفاده کننده این رنگها تبریز باشد. مثلاً در تبریز نسبت به مناطق دیگر خاکستری های رنگی به وفور دیده می شود.


امروزه در فرش تبریز علاوه برخاکستریهای رنگی، از رنگهای صورتی و پوست پیازی زیاد استفاده می شود. در فرشهای قدیم تبریز رنگهای مورد استفاده شامل رنگ کرم، روناسی، قهوه ای، آبی، سورمه ای و بوده است.
در حال حاضر رنگهای مورد مصرف در صنعت فرش تبریز، اکثراً رنگهای شیمیایی و از نوع کرمی و آنیلینی می باشد که از خارج کشور تأمین می شود. گرچه بعضاً و بویژه در فرشهای هنری از رنگهای طبیعی نیز استفاده می شود.

نکته قابل ذکر دیگر اینکه امروزه رنگ فرشهای تبریز را بازار خارجی تعیین می کند و آنها در انتخاب رنگ فرشهای مورد نظرشان روانشناسی رنگ را مد نظر قرار می دهند که این امر باعث نزول نگرش روانشناسی رنگ طراحان و نقاشان داخلی شده است.

رنگرزی
تبریز اولین مرکز قالیبافی ایران است که مواد رنگی کشورهای مغرب زمین در آن کاملاً رسوخ یافته است و رنگهای جدید جانشین رنگهای قدیمی شده است. با بررسی گذشته پر فراز و نشیب صنعت فرشبافی می توان دریافت که تبریز همواره قطب مهم تولید فرش بوده و متعاقب آن در صنعت رنگرزی نیز از سابقه طولانی برخوردار است و در طی گذشت زمان در زمینه تکنولوژی و تکنیک رنگرزی به پیشرفت و تکامل رسیده است.

در زمان اوج هنر و صنعت فرش بافی، یعنی در دوران پادشاهی صفویه در تبریز مراکز مهم فرشبافی دایر گردید و در کنار آن کارگاههای رنگرزی که غالباً رنگرزی گیاهی را انجام می دادند تأسیس و گسترش یافت. با گسترش روابط ایران و کشورهای دیگر از جمله اروپائیان صنعت رنگرزی نیز دست خوش تحولات و پیشرفتهای روز افزونی شد و تاکنون نیز ادامه داشته است. سهولت و سرعت و ارزانی رنگرزی با رنگهای اروپایی در مقایسه با شیوه معمول در ایران که مستلزم صرف هزینه و وقت زیادتر بود مردم تبریز را مجذوب خود کرد.

در تبریز از رنگهای کرمی و آنیلینی ،رنگهای ترکیبی کارخانه های خارجی که با بیکرمات پتاسیم تثبیت می شود، هر دو استفاده می شود که رنگهای آنیلینی فقط در قالی های ارزان قیمت مصرف دارد.

 ابعاد
قالی تبریزی از کوچکترین تا بزرگترین اندازه بافته می شود. معمولاً قالی های تصویری تبریز دارای قطعه کوچک یا متوسط هستند و قالی ها ابریشمی هم غالباً در اندازه ها بزرگ می باشند.

توزیع جعرافیایی

آذرشهر
هریس وگراوان

بخشایش
سراب
قراجه
اهر
مرند
بیجار، تکاب، افشار

مهربان
شربیان
وضعیت فعلی

از اول قرن حاضر سه عنصر موجب کاهش کیفیت و درجه زیبایی قالی های تبریز شده است:

صنعتی کردن فزاینده تولید

پذیرفتن رنگهای مصنوعی و غالباً نیز از نوع متوسط آن حالت مبهمی که این قالی ها پیدا کرده اند و آن نیز ناشی از تقلید طرح هایی است که به سایر طبقه های قالی تعلق دارند.با این همه قالی های قابل تحسین مثل قالی های سهند را می یابیم که تا حدی یادآور نقش قالی های هرات می باشند.

در محصول جدید قالی تبریز، خارج از قالی های ابریشمین، شاهد تنزلی در تکنیک و استفاده از مواد اولیه هستیم و تعداد گره قالی نیز کاهش یافته است. ضمناً از ویژگی قالی های جدید، پرز بلندتر آنها، رشته نخ پنبه ای ضخیم تر آنها برای تار و پود و گاهی پشم ظریفتر برای گره های آن است.

مشخصات مثبتی که قالی تبریز را از بافته شهرهای دیگر ایران متمایز می کند بطور کلی عبارتند از:

گره: هر تخته از قالی تبریز (به استثنای فرآورده های غیر معمول) با گره ترکی بافته می شوند و هر قالی که با این گره بافته نشده باشد نمی توان آنرا تبریزی محسوب کرد.

دو پوده بودن: قالی تبریز دو پوده است و معمولاً پرز آن کوتاهتر و نازکتر و سبکتر از اغلب بافته های غیر عشایری ایران است.

طراحی : طراحی قالی های تبریز عالی و بافت آن بسیار دقیق است. به این جهت قالی چنان منظم و جا افتاده از کار در می آید که حالت قالی ماشینی را پیدا می کند. کوتاهی پرزهای قالی تبریز این دقت ماشینی را نمایان تر جلوه می دهد.

مواد اولیه: پشم ناحیه ماکو مخصوصاً پشمی که از دباغ خانه های تبریزبدست می آید از پشمی که در سایر شهرها برای قالیبافی به کار می رود خشن تر است و در نتیجه قالی های تبریز مانند قالیهای مشهد و کرمان مخملی نیست.

رنگ: رنگهایی که در قالیهای تبریز به کار می رود اغلب تند و خام است

منابع و مآخذ

قالی ایران، سیسل ادواردز- ترجمه مهین دخت صبا، فرهنگرا، تهران، ۱۳۶۸

قالی های ایرانی، هانگدین آرمن، اصغر کریمی، فرهنگسرا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۵

سیری در هنر قالی بافی ایران، نصیری، محمدجواد،انتشارات مؤلف،تهران، چاپ اول ۱۳۷۴

مقدمه ای بر شناخت قالی ایران، سیاولی، جواد، فرهنگسرا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۰

فرهنگ جامع فرش یادواره (دانشنامه ایران) احمد دانشگر، سازمان چاپ گلشهر، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۶

پایان نامه تخصصی کارشناسی فرش (بررسی طرح و رنگ در فرش تبریز)، حسینی زهرا، صفری نادری،

محمد، دانشگاه صنعتی سهند، تابستان و پائیز ۱۳۸۱