هریس یکی از مراکز مهم قالیبافی استان آذربایجان شرقی است و در حدود ۹۰ کیلومتری شمال شرقی شهر تبریز و در دامنه کوه سبلان واقع شده است. هریز شهریست ناشناخته در ایران ، آشنا در میان کشورهای آمریکا ،کانادا، آلمان ، فرانسه ، ایتالیا و .... شهری که قالیهای آن در جهان طرفداران زیادی را به خود جذب کرده است و این شهر نام و آوازه خود را از نقش و نگارها و دوام قالیهای گران قیمت خود در جهان کسب کرده است.

نام واقعی این شهر به مرور زمان تغییر یافته است در ایران هریس و در آذربایجان و جهان هریز Heriz گفته میشود . مردم این شهر و تاجرهای فرش آن را از قدیم هریز گفته اند و در زبان فارسی هریس نوشته شده است .

فرش‌های هریس دارای ویژگی‌هایی هستند که آنها را شهرت جهانی بخشیده است. به طوری که فرش‌های آنتیک هریس همچنان طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارند و زینت بخش کاخ‌های بسیاری در کشورهای اروپایی و آمریکا هستند. یکی از ویژگی‌های فرش هریس دوام بالای آن است. بطوریکه در صورت استفاده صحیح، این فرش‌ها بیش از دهه‌ها قابل استفاده خواهند بود. برخی از محققین دلیل دوام بالای فرش‌های هریس را وجود معادن مس در نزدیکی این منطقه می‌دانند که سبب افزایش میزان مس موجود در آب رودخانه‌های منطقه می‌شود و نوشیدن این آب توسط گوسفندان، سبب تولید پشم با دوامی می‌شود که در نهایت فرش تولید شده با آن سالها زیر پا کار می‌کند. در نزدیکی هریس شهرها و روستاهای دیگری نیز همچون «بخشایش» و «مهربان» وجود دارد که تولیدات مشابهی به لحاظ ظاهری دارند، ولی اغلب تولیدات هریس دارای کیفیت بهتری نسبت به آنها هستند.

فرش های هریس با وجود آن که تمامی در یک سبک بافته می شوند ولی کمتر مشابه یکدیگر هستند. فرش های این ناحیه به طور معمول در سبک شاخه شکسته در انداز های متوسط و بزرگ بافته می شوند .ترنج میانی بر زمینه فرش تسلط کاملی دارد به گونه ای که قسمت بزرگی از متن فرش را می پوشاند. لچک ها نیز غالباً تشابه فراوانی با ترنج دارند.

طرح مسلط در قالی های هریس طرح لچک و ترنج با حاشیه سماوری است که بر اساس شکل ترنج اسامی گوناگونی بر خود می گیرد. در صورتی که ترنج به صورت لوزی باشد طرح نام حاج عظیمی و در صورتی که ترنج به شکل دایره باشد به نام صمد خانی نامیده می شود و هنگامی که ترنج بر زمینه ساده نقش بسته باشد طرح نام داش خاتون بر خود می گیرد

قالی بافان هریس در گذشته از به کار گیری نقشه احتراز می نمودند و بیشتر فرش های خودرا به کمک حافظه می بافتند و یا حداکثر از طرح قالیچه دیگری که در کنار دستگاه آویزان بود در پی گیری نقشه فرش یاری می جستند.

بافنده های محلی درگذشته پشم های مصرفی خود را از گوسفندان ایل شاهسون تأمین کرده و با رنگ های گیاهی که به فراوانی در منطقه یافت می شوند آنها را رنگ می نمودند در حالی که امروزه از کلاف های پشم که در تبریز تابیده و رنگ می شوند استفاده می نمایند. بافنده های هریس رنگ های دلخواه خود را در بین فام های قرمز مایل به قهوه ای، صورتی روشن و سیر، آبی روشن و تیره و عاجی انتخاب می کنند.

برخی از مشخصه‌های معمول و مشترک فرش هریس در ادامه معرفی می‌شوند. بدیهی است که مواردی که ذکر می‌شود برخی از مشخصه‌های معمول فرش هریس بوده و طبیعی است که تمام فرش‌های بافته شده در این منطقه در این چارچوب قرار نگیرند.

ابعاد معمول فرش هریس

عمدتاً در اندازه‌های ۶ و ۱۲ و ۲۰ مترمربع تولید شده‌اند. البته قالی‌هایی در ابعاد بزرگتر و کوچکتر و همچنین فرش‌های کناره نیز کم و بیش تولید شده است.

رنگرزی:

  پوشش گیاهی هر منطقه تعیین کننده نوع رنگینه های قالی های آن منطقه است. در قالی های هریس رنگ های تیره و تلخ با هارمونی خاصی به کار میروند از قبیل : سرمه ای تیره ، قهوه ای سیر ، قرمز روناسی ، مسی ، سبز تیره و  . . . که همان طور که گفته شد از رنگینه های گیاهی اطراف بدست می آیند که عبارتند از :

 روناس ، ذلیر ، تولوخ کولی ، پوست پیاز ، قره چوپ ( چوب سیاه ) ، نیل کلکته ، دوه قولاغی ( گوش شتر) ریشه اشگون که در رنگرزی سنتی رایج است. همچنین برای دندانه دادن از سنگ قیناخ ، زاج سفید ، اکسید آهن و دوغ استفاده می کنند. لازم به ذکر است ، دوغ فقط با روناس به کار میرود.

ذلیر: سُدی بیان(Suddy Bayan ) یا ساری چیچک اسم های محلی گیاهیست که به اندازه تقریبا نیم متر رشد می کند. دارای برگهای ریز و گلهای ریز زرد رنگ می باشد. اگر قطع شود از محل قطع شده مایع سفید رنگی مانند شیر بیرون می آید که مزه تلخی دارد. از ساقه و برگ و گل این گیاه برای رنگرزی استفاده میشود و از آن زرد خوشرنگی بدست می آید که در برابر نور و شست و شو و سایش دارای ثبات است.

تولوخ کولی : یک نوع گیاه رنگزا با گلهای آبی رنگ که از ریشه آن برای رنگرزی استفاده می شود. بعد از ساییدن یا آسیاب کردن ، همواره با نخها در آب می جوشانند که رنگ قهوه ایی زیبایی بدست میدهد.

 پوست پیاز : در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه می کنند.

 قره چوپ ( چوب سیاه ) : گیاهی شبیه روناس ولی کوچکتر از آن است. ریشه آن قرمز مایل به مشکی است و برای گرفتن رنگ مشکی استفاده می شود.

نیل کلکته : این رنگ از هندوستان وارد میشود و برای بدست آوردن بهترین و با ثبات ترین رنگ آبی بکار میرود. لازم به توضیح است که رنگرزی با نیل کلکته با کشمش صورت می گیرد.

 دوه قولاغی (گوش شتر ) : اسم محلی گیاهی است و رنگ شتری روشن از آن استخراج میشود.

جنس پرز :

 فرش هریس در اغلب موارد پشم است. اگر چه در گذشته تمامی فرش‌ها با پشم دستریس تولید می‌شدند ولی در حال حاضر تنها تولیدات با کیفیت‌تر با پشم دستریس تولید می‌شوند. تار و پود قالی‌ها نیز از کتان (نخ پنبه) است. البته برخی نمونه‌های قدیمی ابریشمی نیز موجود است.

فرش هریس به طور معمول از پشم مرغوب و با دوام و معمولا با ارتفاع پرز بلند تولید می‌شود. درشتی بافت و پرز بلند، احساس خوشایندی را در راه رفتن یا نشستن بر روی این فرش‌ها ایجاد می‌کند که قابل مقایسه با فرش‌های دیگر نیست. البته فرش‌های قدیمی و آنتیک هریس معمولا پرزهای سابیده و کوتاهی دارند که در اصطلاح به آنها دانه ذرتی گفته می‌شود که آنها نیز زیبایی خاص خود را دارند.

در گذشته قالی بافان هریس فرش های بسیار ظریف ابریشمی تولید می کردند. بافت استادانه و بی نقص و نقش های جالب آن ها چنان بود که گاه با فرش های بافت تبریز اشتباه می شدند. این دست بافت ها که در بین فرش بازان و کلکسیونرها طرف داران فراوانی دارد بیشتر با الهام از طرح های ترنجدار، محرابی گلدانی و درخت و بوته بافته شده اند.

این روزها از طرح فرش های این ناحیه در هندوستان و رومانی نیز تقلید می شود که از لحاظ کیفیت بافت و رنگ به سهولت از فرش های هریس قابل تشخیص می باشند

گره‌ها:

 نوع گره فرش هریس ترکی است و معمولا تراکم بافت نسبتا کمی دارد. بطور معمول تراکم بافت فرش هریس حدود هزار گره در هر دسی متر مربع (معادل ۲۰ الی ۲۵ رج) است. البته نمونه‌های ریزبافت ‌تر نیز در گذشته تولید شده و همچنان نیز می‌شود.

طرح‌ها: 

قالی هر منطقه با توجه به شرایط جعرافیایی ، اقلیمی و فرهنگی ویژه محل بافته می شود. هم چنان که قرارگرفتن انسان درعوامل زیستی خاصی مانند آب و هوا ، فرهنگ و  . . . روحیه او را می سازد ، بردستاوردهای انسانی هم موثر است

حضور بسیار کم خطوط منحنی در طرح قالی و در مقابل حضور پررنگ اشکال اسلیمی هندسی و شکسته از مشخصه‌های اصلی طرح‌های هریس است. ترنج بزرگ نیز که اغلب به شکل مربع یا مستطیل است، در اغلب فرش‌های هریس دیده می‌شود. نکته قابل توجه در مورد طرح و نقش فرش هریس آن است که نقوش هندسی و شکسته، در عین اصالت، حال و هوایی مدرن نیز به طرح قالی می‌بخشد که باعث می‌شود که فرش هریس با دکوراسیون مدرن نیز همخوانی مناسبی داشته باشد.

با توجه به این موضوع شناخت محیط زیست و فرهنگ مردمان هر منطقه راهگشای مهمی هست بر شناخت دستاوردهای صنعتی سنتی هم چون قالی و سایر تولیدات آن منطقه است. با اندکی تامل می توان دریافت که طولانی بودن سرما در هریس از دلایل مهم گرایش اهالی منطقه به قالی بافیست و همچنین درشت بافت بودن و یا پرگوشت چیدن قالی نیز به خاطر استفاده از یک زیر انداز گرم کننده است.کاربرد خطوط هندسی و شکسته در طرحها نیز ناشی از باورها و محیط کوهستانی زندگی در این مناطق است. اساطیر و پوشش گیاهی خاص منطقه که سازگاری با سرمای هریس نیز دارد. الهام بخش اصلی طراحان و بافندگان می باشد.

طراح یا بافنده قالی هریس با ترسیم و بافت شکل گیاهان منطقه بصورت آگاهانه یا ناخودآگاه این نقوش گیاهی را استریلیزه کرده و با مکنونات قلبی و اساطیر و باورهای خود آمیخته و بر تار و پود قالی آورده که از این طریق همت ، هوشیاری و آراستگی ظاهر و باطن خود را به بیننده این قالی نشان دهد.

 برخلاف نظر سیسیل ادواردز که نوشته اند یکی از تجار متهور تبریزی یک طرح معمولی گردان لچک ترنجی را به هریس برده و بافندگان آن را تبدیل به خطوط شکسته کرده اند.( کتاب قالی ایران ص 76 )

ولی من چنین تصوری ندارم زیرا چنانچه نظر ایشان درست باشد ، اینک باید در تمام مناطق آذربایجان طرح هایی با این اسلوب بافته شود ، ولی انحصاری بودن این نوع نقش و رنگ در هریس ، خود دلیلی بر رد نظر ایشان است . ولی تاثیر پذیری هایی نیز در مواردی خاص امکان پذیر است.

جالب است به خاطره ای از آقای ادواردز اشاره کنم که خود دلیلی بر ذوق سرشار مردمان هریس است :

چند سال قبل هنگام بازدید از یکی از روستاهای هریس یک تخته قالی غیر معمولی با طرحی زیبا بر یکی از دارهای قالی بافی نظرم را جلب کرد. از بافنده تقاضا کردم نقشه آن را به من نشان دهد. وی با حجب فراوان از جعبه ای که در گوشه کارگاه بود دستمالی مربع نظیر دستمالهایی که در منچستر برای صدور به کشورهای مشرق زمین تهیه می کنند بیرون آورد. حاشیه آن از گل و بوته تشکیل گردیده بود با ترنجی از گل و لچک هایی که در گوشه قرار داشت. در این نقوش ، دو رنگ سفید و قرمز بکار رفته بود. زن قالیباف با این سرمشق (الگوی نامناسب ) ، قالی قابل تحسین و کاملی در چندین رنگ مختلف بافته بود. طرح لچک ترنجی کاملا صحیح و با فواصل مناسب در این قالی ظاهر گردیده بود ، ولی باز کلیه خطوط طرح به شکل شکسته بکار رفته بود. ( کتاب قالی ایران )

طرحهای رایج منطقه عبارتند از : تاجری / صبوری / رزگل / حیاط گل / صمدخان / غلط نقشه (هرنوع طرحی که برای اولین بار ارائه شود و متداول بازار نباشد ، اصطلاح غلط نقشه بکار میرود / چلنگری و افشان و  . . .)

بافندگان هریس یک مهارت خاص نیز در بافت از روی نقشه دارند که نظیر آن تنها در مرکز قالی بافی اوشاک ( بچه ) واقع در ترکیه قابل مشاهده است. در این دو منطقه طرحهایی را که بر روی کاغذهای شطرنجی کشیده می شود و یا استاد کاری نقشه را می خواند. برای این منظور یک تکه چلوار را به وسیله سنجاق به دیوار مقابل نصب می کنند و با نگاه کردن گاهگاه به آن می توانند قالی را به هر قطعی که سفارش می دهند ببافند این خود مهارتی شگفت انگیز است ، مهارتی غریزی و حسی که در اصطلاح محلی (چشنی ) نامیده می شوند. ( به این مورد هم در کتاب قالی ایران و هم در مجله HALI 1993 اشاره شده است ) .

یکی از طرحهای قالی هریس نگاره های هندسی لچک و ترنج با حاشیه معروف به سماوری است که گونه هایی به نام های قاچ خاتون یا داش خاتون / ترنجی کف ساده / حاج عظیمی / ترنجی لوزی صمد خانی و تاجری از انواع آن است.

به نقشه های قالی هریس گوروان نیز می گویند. در برخی از روستاهای هریس نقشه دیگری به نام ( قراجه ) بافته می شود. طرح ترنج در ناحیه هریس ، کمتر یک پوده و بیشتر دو پوده به شیوه درشت بافت با گره ترکی که به هنگام پرداخت پرز آن را بلند می چینند و قالی پرگوشت و ضخیمی به دست می دهند.

 اندازه های : 5/1×1 ، 4×3 ، 2×2 ، 5/2×5/3 ، 3×2 متر با رجشماره 15 تا 30 به بالا معمولا رواج دارد.

 در بخش مرکزی هریس قالی هایی با رجشمار 40 به بالا نیز بافته می شود. اکثر بافندگان این ناحیه را بانوان تشکیل می دهند. در تاریخ قالیبافی هریس مشهور است که دختران قبل از اینکه به خانه بخت روند ، قالیبافی را در خانه پدری یاد گرفته و با طرحها و خلاقیت ذهنی خود آفریننده نقشهای بدیعی شده و حاصل دستباف خود را که نشانگر ذوق و هنرمندی و فرهنگ این منطقه است ، به عنوان جهیزیه به خانه بخت می برند. با توجه به موارد ذکر شده اکثر بافندگان این منطقه ذهن باف بوده و طرحها و رنگها را سینه به سینه به هم انتقال داده اند.

ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی:

ریشه و بنیان هیچ امر سنتی را نباید در دوران تاریخ و تمدن ملل جستجو کرد ، زیرا معمولا آنچه به سنت ، مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری مربوط است که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است ، یعنی اسطوره.

نقوش قالی نیز از این قاعده مستثنا نیست ، این نقوش هم از اساطیر( اسطوره دَدَه قورقود / َاصلی و کَرَم ) و هم پوشش گیاهی مناطق الهام میگیرد. به همین خاطر چنانچه تشابهاتی در نقوش قالی های مناطق دیده می شود سبب این نیست که فردی طرحی را برداشته و در تک تک مناطق گردانده بلکه اگر اساطیر و طبیعت مناطق را سرچشمه طراحی قالی بدانیم ، وجه اشتراک بین این طرحها را در می یابیم ، علاوه بر این تاثیرات ، باورهای قومی و دینی ، محیط زیست ، ابزارهای زندگی ، حیوانات و پرندگان این نواحی نیز در شکل گیری طرحهای مناطق نقش مهمی ایفا کرده اند.

پس اگر به گفته هربرت ریت تقسیمات هنری بپردازیم نقش و رنگ قالی هریس جزء هنرهای بَدوی محسوب می شود چون در آنها جسارت ، صمیمیت ، صداقت ، که خاص هنر بومیست مشاهده می شود و اگر با قالیهای شهری مقایسه کنیم پیشرفت طرحهای جدید و بالا بودن رجشمار ، نقوش دیگر شکستگی خود را از دست داده اند و چرخشها و گلها و همچنین رعایت فواصل چرخشها و گلها و رنگ آمیزی های با احتیاط تر انجام شده است.

 از لحاظ هارمونی رنگی:

 در قالیهای هریس می توان هم کنتراست از حیث تیره و روشن اشاره کرد و هم کنتراست از حیث ریتم های متنوع رنگی وهم چنین کنتراست در نقشهای ریز و درشت از مواردیست که می تواند در آنها به طور مشروح سخن راند.

به نظر استاد طباطبایی هنرمند نقاش تبریزی ؛ به لحاظ تزئینات ، قالی هریس در جایگاه مخصوص به خود قرار دارد و استفاده از رنگهای خاص و جسارت در انتخابات طرح نقوش ، از مواردیست که نیاز به تعمق زیاد دارد. رنگهای خالص سفید ، قرمز ، سرمه ای و  . . . کاملا تجریدی ( انتزاعی ) هستند و به طور رمز گونه ایی از طبیعت الهام گرفته اند و با درون مایه خود بافندگان منطقه در آمیخته و چنین آثاری به وجود آمده اند ، کلا هنرمند چیزهایی از جهان بیرونی را موضوع کار خود قرار می دهد که بتواند از درون خود پاسخی به آن بدهد که همانا شکلهای انتزاعی بوجود می آیند.

همخوانی با دکوراسیون غربی

    از مهمترین نکاتی که می توان به آنها اشاره کرد اینکه قالی هریس قابلیت تلفیق پذیری با دکوراسیون غربی را دارا می باشد ، زیرا اروپائیان همیشه شیفته هنر شرق مخصوصا هنرهای تزئینی ایرانی بوده اند از نمونه های بارز این شیفتگی رامبراند نقاش هلندیست که در بسیاری از موارد از مینیاتورهای ایرانی ( مخصوصا مکتب تبریز ) الهام پذیرفته و حتی مشق هایی هم از این نقاشی ها انجام داده . ( توضیح اینکه مکتب تبریز معاصر با دوران رنسانس اروپایی ( فلورانسی ) است).

همچنین گوگن که خود معتقد بوده که اگر مینیاتور ایرانی نبوده نقاشی نوین غربی به حد کمال خود نمی رسید.

درقرن بیستم هم گرایش خاصی به هنر شرق شد ، اما هنرهای تزئینی ایرانی یکی از جذاب ترین مواردیست که به واسطه نقوش و رنگ آمیزی منحصر به فردش همیشه جایگاه خاصی داشته و دارد ، قالی هریس نیز با نقوش و خطوط شکسته خود سازگاری خاصی با روحیه اغلب اروپائیان و آمریکائیان دارد. زیرا جسارت در رنگ گذری و ابتکاری بودن فرم آنها باعث شده تا با فرهنگ غرب ارتباط راحت تری برقرار کند.

استاد طباطبایی در مورد تطابق با دکوراسیون اروپایی میگوید : تحول معماری داخلی در قرن 19 و نگرش های نقاشانی مانند پیکاسو ، ماتیس به مینیاتور ایرانی ، که به شکستن طبیعت و از بین بردن پرسپکتیو اعتقاد داشتند و این علاقه به هنر ایرانی در استفاده از آثار هنری در معماری داخلی نمایان است. ایشان که خود با الهام از قالی هریس تابلویی خلق نموده اند می افزایند : تلفیق نقوش هندسی و غیر هندسی کنتراست منحصر به فردی به دست می دهدو چون نیک بنگریم در درون این تزئینات آرامشی نهفته است.

امیدوارم با بررسی مختصر قالی هریس از جهات مختلف سبب شناسایی هر چه بیشتر هنر این منطقه شده باشم ، زیرا بررسی های به عمل آمده نشانگر آن است که یکی از علل ، ماندگاری مردم این منطقه همانا صنعت قالیبافیست.

 که در صورت توسعه کارگاه های قالیبافی و تبدیل دارهای چوبی به فلزی و همچنین اصولی تر کردن روش تولید و رسیدگی به بهداشت محیط کارگاهها و بیمه بافندگان و سرمایه گذاری برای تولید و احیاء طرح های سنتی منطقه می تواند باعث اشتغال و بهبود وضعیت زندگی مردمان این منطقه گردد.

و اما سخن پایانی اینکه...

 قالی هریس جادوی خطوط شکسته

افسانه قالی ، قصه ایست از ورای درخشش صدها نقش و نگار چشم نواز ، که بی تابانه حکایت عشق را در محراب هنر نجوا میکند، و آذربایجان ، این گهواره قالی بافی ایران ، که در هر گوشه ای از آن ، دل عاشق طراحی و یا سماع سر انگشتان بافنده ایی سبب ساز آفرینش دیبایی زرین می شود که چشم و دل هر بیننده ای را شیدای این نگارستان می کند.

قابلیت های قالی آذربایجان تنها به قالیهای نفیس تبریز و تابلوبافی سردرود و یا نقش ماهی خوی و یا  . . . نیست ، بلکه قالی های درشت بافت مناطقی نظیر هریس خود داری اعتبار و جایگاه جهانیست.